الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
137
تفسير مجمع البيان (فارسى)
كند . تا آنها هم وارد مطلبى ديگر بشوند از استهزاء و تكذيب قرآن خوددارى كنند خوض به معناى گفتگوى بيهوده و ترك فهم و دقت است . برخى گفتهاند : درست است كه در اين آيه ، روى سخن با پيامبر است ، اما منظور همهء افراد مسلمان است . اينكه دستور اعراض مىدهد ، بخاطر اين است كه بحث و گفتگو با آدمى كه منظورش استهزا و اتلاف وقت است ، ارزش بحث را پايين مىآورد . وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ : در اينجا از ياد بردن را به شيطان نسبت داده است ، در حالى كه كار خود خداوند است . علت اين است كه فراموشى هنگامى براى انسان پيش مىآيد كه از فكر روى گردان شود و دنبال خاطرات پست و وسوسههاى فاسد را بگيرد . عامل خاطرات پست و وسوسههاى فاسد شيطان است . پس ممكن است شيطان را عامل فراموشى معرفى كرد ، زيرا وقتى فراموشى پيدا مىشود كه شيطان ايجاد خاطره و وسوسه كند . مثلا اگر كسى انسانى را در سرما نگه دارد تا بميرد ، مىگويند : قاتل است ، زيرا كارى كرده كه باعث مرگ او شده است . خداوند متعال در اين آيه ، به پيامبر خود دستور مىدهد كه اگر شيطان دستور ما را نسبت به ترك مجالست با آنان از ياد تو برد ، هر وقت متوجه شدى و نهى ما را به ياد آوردى ، در مجالس آنان كه اهل كفر و فسق و تكذيب قرآنند ، منشين . ابو مسلم گويد : يعنى هنگامى كه آنها را بوسيلهء دعوت به دين متذكر ساختى ، ديگر با آنها منشين . بلخى گويد : اين دستور در آغاز ظهور اسلام ، مخصوص خود پيامبر بود . بعدها كه اسلام نيرو گرفت و مسلمانان زياد شدند ، اين آيه بوسيلهء آيهء « فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ » ( نساء 140 ) نسخ و بهمهء مسلمين دستور داده شد كه از مجالست با آنان خوددارى كنند . جبائى گويد : اين آيه دلالت دارد بر بطلان عقيدهء شيعهء اماميه كه تقيه را بر انبيا و ائمه جايز مىدانند و فراموشى را براى پيامبران جايز نميدانند . اما اين مطلب صحيح نيست ، زيرا اماميه ، تقيه را براى امام جايز مىداند آن هم در مواردى كه حكم حق با دلالتى قاطع براى مردم بيان شده و تكليف مردم روشن گشته است . در مورد